العلامة المجلسي
131
عين الحيات ( فارسى )
داشتند ، چندانكه سعى كردند چيزى نتوانستند آورد ، و همه اعتراف به عجز كردند ؛ و به مقاتله و كشته شدن تن دردادند ، و به اين امر اتيان نكردند ، با اينكه در آن زمان فصاحت و بلاغت پيشهء ايشان بود ، و مدار ايشان بر خطب و اشعار بود . چنانچه ابن بابويه عليه الرحمه روايت كرده است كه : ابن السكّيت كه از علماى عامّه بود به خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام آمد ، و سؤال كرد كه چرا خداوند عالميان موسى بن عمران را بايد و بيضا و عصا و چيزى چند كه شبيه به سحر بود فرستاد ؟ و حضرت عيسى را به طب فرستاد ؟ و پيغمبر ما را با معجزهء سخن و كلام فرستاد ؟ حضرت فرمود كه : خدا چون موسى را فرستاد بر اهل عصرش سخر غالب بود ، و ساحران در آن زمان بسيار بودند ، لهذا موسى را با معجزه چند فرستاد كه به آن امرى كه ايشان در آن مهارت داشتند شبيه بود ، و سحر ايشان را باطل گردانيد ، و ايشان عاجز شدند از برابرى آن ، و به اين نحو حجّت را بر ايشان تمام كرد . و حضرت عيسى عليه السّلام در زمانى مبعوث گرديد كه كوفتهاى مزمن و بلاهاى عظيم در آن زمان به هم رسيده بود ، و مردم به طبيب بسيار محتاج بودند ، و اطبّاى ماهر بودند ، پس او را به معجزهاى چند فرستاد از مرده زنده كردن ، و كور و پيس را شفا بخشيدن ، كه اهل آن عصر از آنها عاجز شدند ، و حجّت الهى بر ايشان تمام شد و پيغمبر ما را در زمانى مبعوث گردانيد ، كه مدار اهل آن عصر بر خطبها و كلامهاى بليغ و اشعار بود ، و تفاخر ايشان به همين صنعت سخن بود ، پس آن حضرت از كتاب الهى و مواعظ و احكام چيزى چند آورد ، كه ايشان معترف به عجز خود شدند ، و حجّت خدا را بر ايشان تمام كرد . ابن السكّيت گفت : و اللّه كه مثل تو عالمى در اين زمان نديدهام ، بگو كه امروز حجّت خدا بر مردم چه چيز است ؟ فرمود كه : حجّت خدا در اين زمان عقل